حسن حسن زاده آملى

493

هزار و يك كلمه (فارسى)

غرض اين كه به حكم مبرم و محكم قاضى عقل ناصع ، حقّ مطلق به اطلاق وجود صمدى حقيقى ( تعالى شأنه ) در هيچ صقع كلمات وجودى امكانى ، صورت‌پذير نيست و متمثّل نمىشود ، و از رويداد اين گونه احوال بايد به موازين اصيل معارف توحيدى رجوع شود تا حق از باطل و سره از ناسره تميز داده شود ؛ چنان كه سالكى در اثناى سلوك شنيده است كه به او مىگويند : « ما تكليف را از تو برداشته‌ايم » ، آن سالك عارف آگاه فهميد كه اين القاء سبّوحى و نداى رحمانى نيست ، بلكه وسواس خنّاس و دمدمه شيطانى است ، لذا در جوابش گفت : « اى عدو اللّه من بنده خدايم و اينجا دار تكليف است ، چگونه تكليف از من برداشته شده است » ؟ فتبصّر . كلمهء 391 از جمله تحقيقاتى كه در حكمت متعاليه اعنى اسفار آمده است و بايد آنها را متمّم مسائل منطقى قرار داد : 1 - حمل اولى ذاتى ، و حمل شايع صناعى كه متمم اقسام تناقض است - يعنى در تناقض نه وحدت شرط است - و در كتب منطقى گفته‌اند در تناقض هشت وحدت شرط است ، چنان كه در اين بيت جمع است : در تناقض هشت وحدت شرط دان * وحدت موضوع و محمول و مكان وحدت شرط و اضافه جزء و كل * قوه و فعل است در آخر زمان ( اسفار ، ط 1 رحلى ، ج 1 ، ص 72 : « اعلم أنّ حمل شيء على شيء . . . » ؛ ج 1 به تصحيح و تعليق نگارنده ، ص 492 ) . 2 - قضاياى حمليّه بتّيه ، و قضاياى حمليه غير بتّيه كه متمّم قضاياى منطقى در قضاياى ممتنع الموضوع مثل « شريك البارى ممتنع » ، و « اجتماع النقيضين محال » و نحوهما است . ( اسفار ، ط 1 رحلى ، ج 1 ، ص 76 و 84 ؛ و به تصحيح و تعليق نگارنده ج 1 ، ص 515 ، و ص 568 ) . 3 - تحقيق در اين كه قضيه سالبه با انتفاء موضوع هم صادق است كه در كتب